اف14(17)
ايران در طول جنگ با عراق، همچنين موفق شد اقلام و قطعات مورد نياز جهت تامكتها و فونيكسها را از منابع مختلفي تهيه كند، ضمن اينكه در سالهاي اوليهء پس از جنگ نيز توانست اقلام بسيار بيشتري را از طريق دلالان تهيه نمايد. پس از پايان جنگ با عراق، ايران، برنامهء صنعتي بسيار بزرگ و سنگيني را جهت ساخت قطعات هواپيماها جنگي و موشكهاي هوا به هوا آغاز كرد. هرچند كه برخي منابع بر اين اعتقاد هستند كه اف14 و فونيكس عملياتي ديگر در ايران وجود ندارد، اما مدارك انكارناپذيري دال بر ساخت برخي قطعات حساس تامكتها و فونيكسها، به صورت كاملن مخفيانه در ايران وجود دارد.
تخمین زده میشود که در طی جنگ ويرانگر 8 ساله ایران و عراق، بین سالهای 1980 تا 1988، بر اساس گزارشهاي خلبانان هر دو طرف، فیلمهای ثبت شده توسط دوربینهای فیلمبرداری متصل به مسلسل هواپیماها (Gun Camera)، بررسی لاشهء هواپیماهای ساقط شده، جاسوسان محلی، شبکههای جاسوسی بینالمللی و منابع دیگر، تعداد 130 شکار قطعی به نام اف14 های نیروی هوایی ایران به ثبت رسیده است و برای 23 نبرد هوایی دیگر نیز احتمال داده میشود پیروزی از آن تامکت بوده باشد. بدین ترتیب حدود 153 شکار هوایی را میتوان به نام تامکتهای ایرانی به ثبت رساند. نیروی هوایی ايران، دست كم بین 70 تا 90 موشک AIM-54A را در طول جنگ 8 ساله شلیک کرده است، که حدود 70 درصد آنها موفق به ساقط کردن هدف خود شدهاند. به عنوان نمونه میتوان از چهار فروند MiG-23BN عراقی نام برد که توسط تنها یک موشک فونیکس شليك شده توسط تامكت به خلباني سرگرد فرح آور، سرنگون شدهاند یا دو MiG-23 دیگر که تنها به ضرب یک فونیکس ساقط گشتهاند.
با این اوصاف، در طول جنگ 8 ساله با عراق، حدود 90 % از موشکهای عملياتي AIM-54A توسط تامکتهای ایرانی بر علیه جنگندهها و بمبافکنهای عراقی شلیک شدهاند. از این تعداد، 12 پیروزی از آن فونیکسهایی است که بر علیه جنگندههای سریع و بلندپرواز MiG-25 شلیک شدهاند و دست كم در 2 مورد نيز موفق به شکار بمبافکنهای سنگین توپولف Tu-22 گشتهاند. این آمار و ارقام، بسیار حیرتآور است، زیرا فونیکس آن هم نوع A، طبق دستورالعملهای کمپانی سازنده، تنها جهت اهدافی با جثهء بزرگ و کمتحرک مناسب است نه جنگندههای سریعی چون MiG-25 یا مانورپذیر و چالاكي نظير MiG-21 و Mirage F1. یکی از دلائلی که نیروی دریایی ایالات متحده را واداشت تا فونیکس را از خدمت خارج نماید، عدم کارایی این موشک در نبردهای نزدیک هوایی بوده است؛ اما وقتی آمار بدست آمده توسط نیروی هوایی ایران را بین سالهای 1980 تا 1988 بررسی میکنیم، درمیيابیم که فونیکس، در فواصل نزدیک و کمتر از 10 مایل نیز به خوبی اسپارو و چه بسا بهتر از آن، عمل نموده است.
خلبانان نیروی هوایی ایران که همگی آموزشهای خود را پیش از انقلاب ، زیر نظر استادان خلبان و باتجربهء نیروی هوایی و دريايي ایالات متحده به انجام رسانده بودند، به خوبی قادر بودند در نبردهای نزدیک هوایی نیز شرکت کنند (Dogfight) و از موشکهای سایدوایندر و مسلسل داخلی هواپیما، به خوبي بهره ببرند.
در ابتدای جنگ، ايراني ها تلاش کردند که دست كم ۶۰ فروند هواپيمای اف-۱۴ را جهت عمليات آماده سازند. تعداد تامکتها در هر پايگاه بدين قرار بود:
پايگاه يکم شکاری تهران: ۲۴ فروند
پايگاه هفتم شکاری شيراز: ۱۶ فروند
پايگاه هشتم شکاری اصفها:ن ۲۰ فروند
استفادهء فشرده از اين هواپيماها و پروازهای عملياتی پی در پی در کنار کمبود پرسنل ماهر در امر سرويس و نگهداری از آنها، تعداد هواپيماهای عملياتی را تا سال ۱۹۸۴ به تعداد ۴۰ فروند کاهش داد. هر چند که بارها از کمبود قطعات يدکی و لوازم اضافی اف-۱۴ ها سخن رانده شد و حتا مواردی مشخص از جمله کمبود لاستيک و سيستم ترمز به عنوان عوامل اصلی ياد شد اما اين موارد به هيچ عنوان صحيح نبود. با انتقال تدريجی اف-۱۴ ها از شيراز به تهران، کارشناسان در جهت حل مشکلات اقدام کردند.
سروان جواد و ستوان رئيسی از اوضاع آن دوره چنين ميگويند:
«اکثر لوازم يدکی موجود در ايران برای پرواز عملياتی تامکتها تا دهه ۹۰ ميلادی کفايت ميکردند، اما در بعضی قسمتهای حساس، کمبودها به تدريج نمايان میگشت. برای حل مشکلات ما تمام امکانات خود را در پايگاه يکم شکاری مهرآباد متمرکز کرديم. اين امر (پخش شدن تامكتها در سه پايگاه) بعدها به عنوان حرکتی غلط ارزيابی شد زيرا ما قادر نبوديم در هر ۳ پايگاه به تعميرات اساسی (اورهال) تامکتها بپردازيم، در نتيجه يک فراخوان عمومی از طرف نيروی هوائی صادر گشت. طی درخواستهايی از کليه مراکز صنعتی و دانشگاهی در سراسر کشور دعوت به همکاری و کمک در امر نگهداری و بازسازی شکاريهای اف-۱۴ به عمل آمد، تعداد زيادی از اساتيد و متخصصين، آمادگی خود را برای کمک به نيروی هوائی اعلام کردند و حتا تعداد زيادی از خلبانان و متخصصين نيروی هوايي که به علل مختلف در بازداشتگاهها بودند آزاد شدند. بزرگترين مشکل ما آماده کردن کامپيوترهای کنترل موشک (AMCC = Airborne Missile Control Computer) و کامپيوترهای محاسب پروازی (ADC = Air Data Computer) بود. کامپيوترهای ADC، مهمترين بخش الکترونيکی هواپيمای تامکت را تشکيل ميدهند. با تلاش پيگير و صرف زمان طولانی، متخصصان ما موفق شدند به سختی، تعدادی از اين وسايل حساس را آماده کنند؛ البته آن هم به وسيلهء قطعات يدکی وارداتی و خريداري شده از دلالان بازار سياه. در اين ميان نقش كشور اسرائيل غيرقابل انکار است. با اين وجود اسرائيليها قادر نبودند تمام قطعات مورد نياز ما را تأمين کنند، زيرا آنان شناختی از هواپيمای اف-۱۴ نداشتند، به همين علت ما تا سال ۱۹۸۳ تنها با ذکر دقيق مشخصات، قطعهء مورد نياز خود را از طريق يک افسر مأمور در روابط بينالملل ارتش اسرائيل به نام رابين دريافت ميکرديم.»
به مطلب زیر که در مورد فروش قطعات تامکت و فانتوم از اسرائیل به ایران است و از اینجا درج می گردد توجه فرمائید:
Israeli officials secretly ask Reagan administration officials for authorization to transfer arms of US origin to Iran.

همچنين در جريان موسوم به «ايران- کنترا» قطعات هواپيماهای تامکت به ايران ارسال گشت. البته ناگفته نماند که قسمت اعظم تجهيزات ارسال شده به ايران شامل موشکهای زمين به هواي هاوك و موشکهای ضد تانک تاو بود. هنوز ايرانیها موفق به حل کامل مشکلات تامکتهای خود نشده بودند که مشکل جديدی پيش روی آنان قرار گرفت. زمان استفاده موثر از موشکهای فونيکس رو به پايان بود. در اين مورد هم سروان جواد و ستوان رئيسی ميگويند: «تا سپتامبر ۱۹۸۵، ما در حدود ۳۰ تا ۳۵ فروند تامکت آماده پرواز داشتيم. تعداد تامکتهايی کهرادار AWG-9آنان آماده عمليات بودند کمتر از نصف تعداد بالا بود. تعداد موشکهای فونيکسهم روز به روز کاهش میيافت؛ به خصوص ما از نظر باتری اين موشکها بسيار در تنگنا بوديم. به همين علت تلاش كرديم که از طريق بازار سياه به تأمين نيازهای خود بپردازيم؛ اما اين وسايل قيمت سرسام آوری داشتند و تازه ما هر از گاهی قادر به تهيه و دريافت آنها بوديم. در نتيجه ما تصميم گرفتيم خود برای ساخت باتريهای موشک دست به کار شويم. برای اينکار يک فروند موشک فونيکس آماده عمليات را به طور کامل از هم باز کرديم اما متاسفانه در زمان جنگ هيچ راه حلی پيدا نكرديم.»

مشکل آماده سازی تامکتها از سال ۱۹۸۶ به بعد همچنان در حال افزايش بود، زيرا مشکل قطعات يدکی حساس روز به روز خودنمايي بيشتری ميکرد. به همين علت، تعداد هواپيماهای آماده پرواز در اين سال به ۲۵ فروند کاهش يافت. با اين وجود، تامکتها با تعداد اندک خود به مقدار مورد نياز پرواز عملياتی انجام ميدادند. سروان هاشمی در اين مورد ميگويد: «ما کماکان با اف-۱۴ ها پرواز ميکرديم؛ هرچند که آنهارادار AWG-9ويا کامپيوتر AMCC فعال نداشتند ولي به هر حال آنها همچنان از توپ ۲۰ ميليمتری قدرتمند و موشکهای سايدويندر بهره میبردند. تامکتها همچنين از قدرت مانور بالايي برخوردار بودند و به همين علت (به هنگام داگفايت) توانايي غلبه بر هواپيماهای دشمن را داشتند. تنها زمانی که کامپيوترهای ADC آنها از کار ميافتادند قادر به پرواز به با آنها نبوديم و گربههای ايرانی بايد در آشيانه خود ميماندند.»
نوشتار وابسته:ماجرای ایران کنترا
منبع:iiaf3.blogfa.com
ققنوس یک پرنده اسطوره ای با دم طلایی و پر وبال قرمز رنگ است که هزار سال عمر میکند،این پرنده در سال های پایانی عمر خود،آشیانه ای با شاخه های درخت دارچین درست کرده و در لحظه مرگ،خود را به همراه آشیانه میسوزاند و خاکستر میشود،از این خاکستر به جا مانده،ققنوس دیگری متولد شده و بال می گشاید،این پرنده هنگامی که توسط دشمنان خود صدمه دیده و زخمی میشود،خود را ترمیم می کند و به این ترتیب نمادی است از پایان ناپذیری و جاودانگی!!