اف14 تامکت در نیروی هوایی ایران (17)
 
 
نيروي هوايي ايران، توانست به طور مرتب، هواپيماهاي F-14 و موشكهاي AIM-54 را در طول جنگ با عراق، عملياتي نگه دارد؛ هر چند كه در مقاطعي، دچار نقص شديد قطعات يدكي شد و هواپيماهايش در مواقعي، زمين‏گير شدند. در اواخر سال 1987، موجودي موشكهاي AIM-54 بسيار كاهش يافت و تنها حدود 50 فروند موشك عملياتي در اختيار بود. موشكهاي فونيكس، نيازمند تامين باتري‏هاي حرارتي تازه بودند كه اين باتري‏ها تنها در اختيار ايالات متحده قرار داشتند. ايرانيان به هرحال موفق شدند از طريق يك دلال، مخفيانه تعداد اندكي از اين باتري‏ها را به قيمت هر عدد 10000 دلار خريداري نمايند.

ايران در طول جنگ با عراق، همچنين موفق شد اقلام و قطعات مورد نياز جهت تامكتها و
فونيكس‏ها را از منابع مختلفي تهيه كند، ضمن اينكه در سالهاي اوليهء پس از جنگ نيز توانست اقلام بسيار بيشتري را از طريق دلالان تهيه نمايد. پس از پايان جنگ با عراق، ايران، برنامهء صنعتي بسيار بزرگ و سنگيني را جهت ساخت قطعات هواپيماها جنگي و موشكهاي هوا به هوا آغاز كرد. هرچند كه برخي منابع بر اين اعتقاد هستند كه اف14 و فونيكس عملياتي ديگر در ايران وجود ندارد، اما مدارك انكارناپذيري دال بر ساخت برخي قطعات حساس تامكتها و فونيكس‏ها، به صورت كاملن مخفيانه در ايران وجود دارد.
تعداد شکارهای انجام شده توسط فونیکس‏های ایرانی

تخمین زده می‏شود که در طی جنگ ويرانگر 8 ساله ایران و عراق، بین سالهای 1980 تا 1988، بر اساس گزارشهاي خلبانان هر دو طرف، فیلم‏های ثبت شده توسط دوربین‏های فیلم‏برداری متصل به مسلسل هواپیماها (Gun Camera)، بررسی لاشهء هواپیماهای ساقط شده، جاسوسان محلی، شبکه‏های جاسوسی بین‏المللی و منابع دیگر، تعداد 130 شکار قطعی به نام اف14 های نیروی هوایی ایران به ثبت رسیده است و برای 23 نبرد هوایی دیگر نیز احتمال داده می‏شود پیروزی از آن تامکت بوده باشد. بدین ترتیب حدود 153 شکار هوایی را می‏توان به نام تامکتهای ایرانی به ثبت رساند. نیروی هوایی ايران، دست كم بین 70 تا 90 موشک AIM-54A را در طول جنگ 8 ساله شلیک کرده است، که حدود 70 درصد آنها موفق به ساقط کردن هدف خود شده‏اند. به عنوان نمونه می‏توان از چهار فروند MiG-23BN عراقی نام برد که توسط تنها یک موشک فونیکس شليك شده توسط تامكت به خلباني سرگرد فرح آور، سرنگون شده‏اند یا دو MiG-23 دیگر که تنها به ضرب یک فونیکس ساقط گشته‏اند.

 


با این اوصاف، در طول جنگ 8 ساله با عراق، حدود 90 % از موشکهای عملياتي
AIM-54A توسط تامکتهای ایرانی بر علیه جنگنده‏ها و بمب‏افکن‏های عراقی شلیک شده‏اند. از این تعداد، 12 پیروزی از آن فونیکس‏هایی است که بر علیه جنگنده‏های سریع و بلندپرواز MiG-25 شلیک شده‏اند و دست كم در 2 مورد نيز موفق به شکار بمب‏افکن‏های سنگین توپولف Tu-22 گشته‏اند. این آمار و ارقام، بسیار حیرت‏آور است، زیرا فونیکس آن هم نوع A، طبق دستورالعمل‏های کمپانی سازنده، تنها جهت اهدافی با جثهء بزرگ و کم‏تحرک مناسب است نه جنگنده‏های سریعی چون MiG-25 یا مانورپذیر و چالاكي نظير MiG-21 و Mirage F1. یکی از دلائلی که نیروی دریایی ایالات متحده را واداشت تا فونیکس را از خدمت خارج نماید، عدم کارایی این موشک در نبردهای نزدیک هوایی بوده است؛ اما وقتی آمار بدست آمده توسط نیروی هوایی ایران را بین سالهای 1980 تا 1988 بررسی می‏کنیم، درمی‏يابیم که فونیکس، در فواصل نزدیک و کمتر از 10 مایل نیز به خوبی اسپارو و چه بسا بهتر از آن، عمل نموده است.

 


خلبانان نیروی هوایی ایران که همگی آموزش‏های خود را پیش از انقلاب ، زیر نظر استادان خلبان و باتجربهء نیروی هوایی و دريايي ایالات متحده به انجام رسانده بودند، به خوبی قادر بودند در نبردهای نزدیک هوایی نیز شرکت کنند (Dogfight) و از موشکهای سایدوایندر و مسلسل داخلی هواپیما، به خوبي بهره ببرند.

ايران گيت و همكاري اسرائيل در عملياتي نگهداشتن تامكتها

در ابتدای جنگ، ايراني ها تلاش کردند که دست كم ۶۰ فروند هواپيمای اف-۱۴ را جهت عمليات آماده سازند. تعداد تامکتها در هر پايگاه بدين قرار بود:
پايگاه يکم شکاری تهران: ۲۴ فروند
پايگاه هفتم شکاری شيراز: ۱۶ فروند
پايگاه هشتم شکاری اصفها:ن ۲۰ فروند
استفادهء فشرده از اين هواپيماها و پروازهای عملياتی پی در پی در کنار کمبود پرسنل ماهر در امر سرويس و نگهداری از آنها، تعداد هواپيماهای عملياتی را تا سال ۱۹۸۴ به تعداد ۴۰ فروند کاهش داد. هر چند که بارها از کمبود قطعات يدکی و لوازم اضافی اف-۱۴ ها سخن رانده شد و حتا مواردی مشخص از جمله کمبود لاستيک و سيستم ترمز به عنوان عوامل اصلی ياد شد اما اين موارد به هيچ عنوان صحيح نبود. با انتقال تدريجی اف-۱۴ ها از شيراز به تهران، کارشناسان در جهت حل مشکلات اقدام کردند.

 


سروان جواد و ستوان رئيسی از اوضاع آن دوره چنين مي‏گويند:
«اکثر لوازم يدکی موجود در ايران برای پرواز عملياتی تامکتها تا دهه ۹۰ ميلادی کفايت مي‏کردند، اما در بعضی قسمتهای حساس، کمبودها به تدريج نمايان می‏گشت. برای حل مشکلات ما تمام امکانات خود را در پايگاه يکم شکاری مهرآباد متمرکز کرديم. اين امر (پخش شدن تامكتها در سه پايگاه) بعدها به عنوان حرکتی غلط ارزيابی شد زيرا ما قادر نبوديم در هر ۳ پايگاه به تعميرات اساسی (اورهال) تامکتها بپردازيم، در نتيجه يک فراخوان عمومی از طرف نيروی هوائی صادر گشت. طی درخواستهايی از کليه مراکز صنعتی و دانشگاهی در سراسر کشور دعوت به همکاری و کمک در امر نگهداری و بازسازی شکاري‏های اف-۱۴ به عمل آمد، تعداد زيادی از اساتيد و متخصصين، آمادگی خود را برای کمک به نيروی هوائی اعلام کردند و حتا تعداد زيادی از خلبانان و متخصصين نيروی هوايي که به علل مختلف در بازداشتگاهها بودند آزاد شدند. بزرگترين مشکل ما آماده کردن کامپيوترهای کنترل موشک (AMCC = Airborne Missile Control Computer) و کامپيوترهای محاسب پروازی (ADC = Air Data Computer) بود. کامپيوترهای ADC، مهمترين بخش الکترونيکی هواپيمای تامکت را تشکيل مي‏دهند. با تلاش پيگير و صرف زمان طولانی، متخصصان ما موفق شدند به سختی، تعدادی از اين وسايل حساس را آماده کنند؛ البته آن هم به وسيلهء قطعات يدکی وارداتی و خريداري شده از دلالان بازار سياه. در اين ميان نقش كشور اسرائيل غيرقابل انکار است. با اين وجود اسرائيليها قادر نبودند تمام قطعات مورد نياز ما را تأمين کنند، زيرا آنان شناختی از هواپيمای اف-۱۴ نداشتند، به همين علت ما تا سال ۱۹۸۳ تنها با ذکر دقيق مشخصات، قطعهء مورد نياز خود را از طريق يک افسر مأمور در روابط بين‏الملل ارتش اسرائيل به نام رابين دريافت مي‏کرديم.»


به مطلب زیر که در مورد فروش قطعات تامکت و فانتوم از اسرائیل به ایران است و از اینجا درج می گردد توجه فرمائید:
1981: Israel Begins Selling US-Made Arms to Iran
Israeli officials secretly ask Reagan administration officials for authorization to transfer arms of US origin to Iran.
F-14 spare parts shipped to
 Iran
Officials in the Departments of Defense and State haveknown of Israeli arms sales to Iran that predate Reagan’s installation aspresident and the freeing of the American hostages, and since Reagan’s ascensionto power, plans for US arms sales to Iran have been in the works (seeJanuary 28, 1981). Secretary of State Alexander Haig tellsIsraelthat it is acceptablein principle” forIsraeltosell only F-4 fighter plane parts, and theUSmust approvespecific arms-sales lists in advance. It shortly becomes evident, according toState Department documents leaked years later to the press, thatIsraelis not submittinglists for approval, and is selling US-made arms toIranfar inexcess of spare parts for a specific model of fighter jet. (By the mid-1980s, officials will acknowledge that several billion dollars’ worth of ammunition andparts worth would flow fromIsraeltoIraneach year.) Little oversight is exercised on the arms sales; one US ambassador to the regionwill say in 1992, “[I]t is probable that those who were to serve as theirproxies—Israel and private international arms dealers—had agendas of their own, and the end result was that more arms were shipped than anyone in theadministration wanted.” The Israeli arms transfers also violate the Arms ExportControl Act, which requires written permission from the US for a nation totransfer US-made arms to a third party, and requires the president toimmediately inform Congress when such transfers takeplace.

همچنين در جريان موسوم به «ايران- کنترا» قطعات هواپيماهای تامکت به ايران ارسال گشت. البته ناگفته نماند که قسمت اعظم تجهيزات ارسال شده به ايران شامل موشکهای زمين به هواي هاوك و موشکهای ضد تانک تاو بود. هنوز ايرانیها موفق به حل کامل مشکلات تامکتهای خود نشده بودند که مشکل جديدی پيش روی آنان قرار گرفت. زمان استفاده موثر از موشکهای فونيکس رو به پايان بود. در اين مورد هم سروان جواد و ستوان رئيسی مي‏گويند: «تا سپتامبر ۱۹۸۵، ما در حدود ۳۰ تا ۳۵ فروند تامکت آماده پرواز داشتيم. تعداد تامکتهايی کهرادار AWG-9آنان آماده عمليات بودند کمتر از نصف تعداد بالا بود. تعداد موشکهای فونيکسهم روز به روز کاهش می‏يافت؛ به خصوص ما از نظر باتری اين موشکها بسيار در تنگنا بوديم. به همين علت تلاش كرديم که از طريق بازار سياه به تأمين نيازهای خود بپردازيم؛ اما اين وسايل قيمت سرسام آوری داشتند و تازه ما هر از گاهی قادر به تهيه و دريافت آنها بوديم. در نتيجه ما تصميم گرفتيم خود برای ساخت باتريهای موشک دست به کار شويم. برای اينکار يک فروند موشک فونيکس آماده عمليات را به طور کامل از هم باز کرديم اما متاسفانه در زمان جنگ هيچ راه حلی پيدا نكرديم.»


 

 
برخلاف گزارش منابع غربی، ايران پس از پيروزی انقلاب اسلامی، هيچ موشک فونيکس جديدی دريافت نکرد. در دستورالعمل‏های کمپانی هيوز، جهت انبار کردن اين موشکها، مدت ۱۰ سال عمر مفيد برای آنها پيش‏بينی شده است و هر ۳ سال يکبار اين موشکها بايد مورد بازبينی کامل قرار گيرند. سروان جواد در اين باره مي‏گويد: «در زمان جنگ ما فرصتی برای اينکار نداشتيم ولی از سال ۱۹۹۱ ما شروع به شمارش و آماربرداری انبارهای خود کرديم. در جريان موسوم به ايران کنترا، ما ليستی بالغ بر ۱۰۰۰ قطعه مورد نياز برایموشکهای فونيکسبه آمريکائيها تحويل داديم. در اين ليست اقلامی نظير باتری، چاشنی و ۲۰۰ قطعه مخصوص موسوم به 1M54ALE که در جهت افزايش عمر مفيد اين موشکها به کار مي‏رود به چشم مي‏خورد. اين مقدار برای ما کافی بود اما ما مطمئن بوديم که آمريکائيها همه اقلام مورد نياز ما را تحويل نخواهند داد. در نهايت نيروی دريايي آمريکا با ارسال ۴۰ قطعه از ۲۰۰ قطعه درخواستی موافقت کرد و دليل آن را تأثير منفی بر آمادگی نيروی دريايي آمريکا در صورت تحويل همه قطعات اعلام کرد. البته ما مجبور بوديم همين تعداد را قبول کنيم و انتظاری هم جز اين نداشتيم. به کمک همين قطعات دريافتی ما موفق شديم نه تنها موشکهای موجود را دوباره فعال کنيم بلکه توانايی آن را بدست آورديم تا موشکهای خود را به تنهايي آماده عمليات نگاه داريم.»

تصویری از قطعات قاچاق کشف شدۀ مربوط به تامکت که به مقصد ایران بارگیری شده بودند

مشکل آماده سازی تامکتها از سال ۱۹۸۶ به بعد همچنان در حال افزايش بود، زيرا مشکل قطعات يدکی حساس روز به روز خودنمايي بيشتری مي‏کرد. به همين علت، تعداد هواپيماهای آماده پرواز در اين سال به ۲۵ فروند کاهش يافت. با اين وجود، تامکتها با تعداد اندک خود به مقدار مورد نياز پرواز عملياتی انجام مي‏دادند. سروان هاشمی در اين مورد مي‏گويد: «ما کماکان با اف-۱۴ ها پرواز مي‏کرديم؛ هرچند که آنهارادار AWG-9ويا کامپيوتر AMCC فعال نداشتند ولي به هر حال آنها همچنان از توپ ۲۰ ميليمتری قدرتمند و موشکهای سايدويندر بهره می‏بردند. تامکتها همچنين از قدرت مانور بالايي برخوردار بودند و به همين علت (به هنگام داگ‏فايت) توانايي غلبه بر هواپيماهای دشمن را داشتند. تنها زمانی که کامپيوترهای ADC آنها از کار مي‏افتادند قادر به پرواز به با آنها نبوديم و گربه‏های ايرانی بايد در آشيانه خود مي‏ماندند.»

نوشتار وابسته:
ماجرای ایران کنترا
منبع:iiaf3.blogfa.com
ادامه دارد.
__________________